از دیکتاتورهای خر اندیش تا اولین روز افسانه‌ای پیتزا! (اهمیت غیر متمرکزسازی ارزهای دیجیتال)

از دیکتاتورهای خر اندیش تا اولین روز افسانه‌ای پیتزا! (اهمیت غیر متمرکزسازی ارزهای دیجیتال)

1398/07/06
| 72

«در ۳۰ می سال کنونی میلادی، «تیزوس» بر اساس نظرسنجی که در بین نقاط پخت (معادل ماینرها در سیستم تیزوس) بین ۲۸ فوریه تا ۳۰ می انجام گرفت، نسخه اصلاح‌شده «آتن A» را استفاده کرد.»

اگرچه ارتقاهای صورت‌گرفته، جنبه بسیار جزئی داشتند، امّا جامعه تیزوس این اتفاق را یک نقطه عطف در این عرصه دانستند. انتقال و شیفت به «آتن A» قابلیت‌های تیزوس را در ارائه پیشنهاد، انتخاب، رأی‌گیری، تست و بکارگیری، به تصویر کشید. در همین روزها، یک شرکت جوان و رو به رشد دیگر که با یک کریپتوکارنسی حمایت می‌شود، «آیوتا» اعلام کرد که یک گام مهم به سمت غیرمتمرکزسازی برداشته و مکانیزم هماهنگ‌کننده را با ابزار جدید «کوردیسید» جایگزین کرده است. کوردیسید همان عملکرد سیستم قبلی را داشته و از امنیت تراکنش‌ها و جلوگیری از تکرار هزینه‌ها مطمئن خواهد شد. با این حال، این پروتکل جدید به فرآیند عجیب‌وغریب ساخت بلوک در آیوتا اجازه می‌دهد که عملکردی کاملاً غیرمتمرکز و بدون تعهد داشته باشد.

بحث‌ها در مورد مناسب‌ترین رویکرد برای کسب‌وکار صرافی‌ها و اطلاعیه برخی شرکت‌های بزرگ در مورد صرافی‌های غیرمتمرکز، چه در حمایت از آنها و چه برعلیه آنها، تنها نشان‌دهنده این حقیقت است که «غیرمتمرکزسازی» هنوز هم یک نگرانی بزرگ برای جامعه کریپتوکارنسی، به‌ویژه آنهایی که تازه‌وارد این عرصه شده و از آن استفاده می‌کنند، است. تحولات ارزهای دیجیتال با توجه به گسترش کسب‌وکارها در این زمینه باعث شده که مسائلی نظیر «توزیع قدرت» نیز در این فضا شکل بگیرند. امّا پاسخ به این نوع چالش‌ها، ساده نخواهد بود.
 

دیکتاتورهای خیراندیش

بیت‌کوین خودش را به عنوان یک شبکه همتا به همتا یا p2p معرفی کرده است؛ پول الکترونیکی جدیدی که می‌تواند در یک فضای «بدون اعتماد متقابل» کارآیی داشته باشد و این به لطف اتفاق آرای نقاط مورد اطمینانی است که «کنترل عمده قدرت پردازش را در اختیار دارند».

رؤیای پولی که از جانب مردم برای مردم ساخته شده باشد، به‌راحتی در بین مرزهای بین‌المللی جریان پیدا کند و از دسترس انحصارگرایان اقتصادی به دور باشد، در طول سال‌های پس از بحران‌های مالی وجود داشته است. اینکه دولتمردان و بازیگران سنتی مالی را با پول‌های مشکوک‌شان برای همیشه تنها بگذاریم. با این وجود و در حالی که بیت‌کوین از یک «ابزار بازی مجازی» به یک «هویت مستقل تجاری» رسیده، بسیاری نگران غیرمتمرکزسازی و «دموکراسی درونی» آن هستند. به‌عنوان نمونه، در پاییز سال ۲۰۱۶، دو محقق به نام‌های «دی فیلیپی» از دانشگاه هاروارد و «لاولاک» از دانشگاه پاریس- ساکلی مقاله‌ای را منتشر کردند که در آن به رویکرد بسیار متمرکزگرایانه و غیردموکراتیک توسعه‌دهندگان هسته بیت‌کوین انتقاد شده بود.
گام مهم به سمت غیرمتمرکزسازی

 آنها با توصیف تعداد اندکی از افراد که مسئول تصمیم‌گیری در مورد تغییراتی که باید در مورد بیت‌کوین اعمال شود، از آنها با عنوان «دیکتاتورهای خیراندیش» یاد کرده‌اند. این دو محقق در مقاله‌شان می‌نویسند: بر این اساس، یک ناهمخوانی واضح بین دورنمای آزاد بیت‌کوین به‌عنوان یک زیرساخت غیرمتمرکز که هیچ طرف ثالثی نمی‌تواند برای آن قانون وضع کند و ساختار دولتی که توسعه تکنولوژی را به آن دیکته می‌کند، وجود دارد.

درحالی‌که ابعاد سیاسی این زیرساخت موردقبول خیلی از افراد است، امّا ساختار دولتی مدت‌هاست که از چشم عموم مردم دور مانده است. تصمیمات تکنولوژی که توسط توسعه‌دهندگان بیت‌کوین گرفته می‌شود، به‌عنوان تصمیمات سیاسی تعبیر نمی‌شوند و بنابراین، آنچنان در مورد آنها بحث و تبادل‌نظر صورت نمی‌گیرد.

به‌علاوه، «ویتالیک بوترین» و هسته تیم اتریوم نیز با همین عنوان «دیکتاتور» خطاب شده‌اند؛ عنوانی که به دنبال تصمیم بر جایگزینی بلاک‌چین اصلی برای بازگشت سرمایه قربانیان ناشی از هک DAO در ژوئن سال ۲۰۱۸ مورد استفاده قرار گرفت. این حمله هکرها و بحث‌های بعدی که بین طرفداران تصمیم ویتالیک و مدافعان ثبات بلاک‌چین صورت گرفت، نشان داد که هنوز هم نقاط ضعف انسانی بر فرآیندهای این چنینی که با قوانین ریاضی کنترل می‌شوند، به چه اندازه تأثیرگذار هستند. البته شاید این نکته نیز خالی از لطف نباشد که گفتگوهای درونی در هر دو جامعه بیت‌کوین و اتریوم، اولین کاربرد این فضا برای یک دموکراسی مستقیم بوده که توسط زیرساخت بلاک‌چین فراهم شده است.

حتی اگر فرآیند توسعه و به‌کارگیری هسته نرم‌افزاری در اختیار یک سری افراد منتخب باشد، تمام نقاطی که در شبکه سهیم هستند، می‌توانند یک بخش از کد را «وتو» کنند، ارتقا را پس زده و بلاک‌چین قبلی را دوباره به کار بگیرند؛ بنابراین، هر ماینر یا استخراج‌کننده‌ای به‌اندازه قدرت پردازشی که دارد، حق رأی داشته و اگر یک بلاک‌چین جایگزین متولد شد، قوانین آزاد و دموکراتیک بازار مشخص می‌کند که کدامیک از کوین‌ها بیشتر به موفقیت خواهد رسید.

به عنوان مثال، چنین چیزی در جولای ۲۰۱۶ اتفاق افتاد؛ وقتی که طرفداران ثبات و یکپارچگی از بلاک‌چین جدید اتریوم جدا شدند و اتریوم کلاسیک و همین‌طور، کوین جدید ETC متولد شد. به همین ترتیب، در آگوست و اکتبر ۲۰۱۷، وقتی برخی افراد از معرفی «سگ‌ویت» در شبکه بیت‌کوین راضی نبودند، سعی کردند که راه‌حلی برای مشکل ابعاد بلوک پیدا کنند و به این ترتیب، بیت‌کوین کش و بیت‌کوین گلد را تولید کردند.
غیرمتمرکزسازی و «دموکراسی درونی»

رأی‌گیری، با کلنگ در دست

رؤیای حقوق مساوی و رقابت آزاد با نگرانی‌های عمده در مورد توزیع متناسب قدرت ماینینگ در بلاک‌چین‌ها به مخاطره افتاد. به‌عنوان مثال، اگر بیت کوین را درنظر بگیرید، می‌توانید به‌راحتی فاصله سیستم کنونی را از روزهای نخست درک کنید. در ۲۲ می ۲۰۱۰، در روزی که به‌عنوان «اولین روز افسانه‌ای پیتزا» معروف شد، نرخ هش‌ریت موردنیاز برای تغذیه کل شبکه حدود ۱۰9 مگاهش بر ثانیه بود، درحالی‌که یازده سال بعد در روز پیتزای BTC در سال ۲۰۱۹، قدرت پردازشی که برای شبکه احتیاج بود به حدود ۵۲ اگزا پیکسل (عدد با ۱۲ صفر) رسید.

در حالی که ماینینگ از یک فعالیت آماتوری به یک کسب‌وکار سرمایه‌ای تبدیل شده، جامعه نقش خودش را به‌عنوان یک «تأیید کننده» از دست داده و این کار بیشتر به انحصار برخی «مزارع عظیم ماینینگ» در آمده است. گزارشی که از سوی یکی از این مزارع عظیم منتشر شده، نشان می‌دهد که از آوریل ۲۰۱۳، سه شرکت بزرگ ماینینگ بیش از ۵۰ درصد بلوک‌های سیستم را تولید کرده‌اند (BTC Guild با 37.83 درصد، SlushPool با 11.54 درصد و BitMinter با 7.09 درصد). در سال‌های بعدی، شرایط تغییر چندانی نداشته و بیشتر سهم‌ ماینینگ بین شرکت‌های سرآمد در این صنعت جابجا شده است.

در مورد اتریوم، باید گفت که این ارز دیجیتال با ویژگی‌های خاص جلوگیری از ماینینگ مبتنی بر ASIC متولد شده است. با این وجود، الگوریتم اتریوم نمی‌تواند مانع از شکل‌گیری مراکز قدرت شود؛ موضوعی که بسیار بیشتر از بلاک‌چین بیت‌کوین نمود دارد. از تابستان ۲۰۱۷ به این طرف، دو مزرعه ماینینگ «اتر ماین» و «اسپارک پول» به تنهایی بیش از ۵۰ درصد بلوک‌های جدید را ایجاد کرده‌اند که این روند در ماه‌های متوالی ادامه داشته است. 
مقیاس‌پذیری و غیرمتمرکزسازی
حتی اگر احتمال این رویکرد نادرست (اِعمال قدرت) که می‌تواند کل اقتصاد کریپتوکارنسی را تحت‌تأثیر قرار دهد، در دو بلاک‌چین اصلی در این حوزه اندک باشد، اتفاقات اخیر در مورد بلاک‌چین کوچکتر ETC نشان داده که امکان «حمله ۵۱ درصدی» چیزی بیشتر از یک موضوع تئوری است. در ژانویه گذشته، صرافی کوین‌بیس شواهدی از سازماندهی دوباره بلاک‌چین ETC ارائه کرد که در آن، نشانه‌هایی از دو بار محاسبه هزینه‌ها به ارزش بیش از 1.1 میلیون دلار بود.

 

آزادی یا مقیاس‌پذیری

گواهی سهم انجام کار یا PoS می‌تواند پاسخی به نگرانی‌ها در مورد تمرکز قدرت در صنعت ماینینگ و تصاحب کلی بلاک‌چین توسط یک «سوپرماینر» باشد. ویژگی حیاتی PoS محدود کردن حق تأیید بلوک‌های جدید از طریق یک «قرعه‌کشی» بر اساس ابعاد سهامی است که در نقاط «فریز شده‌اند» و دیگر خبری از رقابت تأیید‌کننده‌ها از طریق قدرت پردازش نیست.

این موضوع برخی مزایا را به همراه خواهد داشت؛ از جمله در سطح کارمزدها، سرعت انجام تراکنش‌ها و تأثیر زیست‌محیطی. به‌علاوه، گسترش استفاده از PoS می‌تواند باعث تغییر مدل کسب‌وکار ماینینگ شود و انحصاری که هم‌اکنون از طرف برخی مزارع ماینینگ در بازار در جریان است، تضعیف گردد.

با این حال، حتی اگر حرکت به سمت PoS بتواند از نظر تئوری، سریعاً یک دموکراسی برای بلاک‌چین به همراه بیاورد، باز هم مشخص نیست که در طولانی‌مدت کسب‌وکار فورجینگ به سمت تمرکز پیش نرود و از دست اشخا ع دست شرکت‌های بزرگ چندملیتی منتقل نشود.

از طرف دیگر، گواهی وکالت سهم انجام کار (DPoS) مسئله بین مقیاس‌پذیری و غیرمتمرکزسازی را بیشتر نمایان کرده است. این الگوریتم اتفاق آرا کارش را اولین بار در بیشرز (Bitshares) آغاز کرد؛ یک پروژه بلاک‌چین که بین سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ توسط دنیل لاریمر (Daniel Larimer)، سازنده «استیمیت» و EOS، طراحی شد. از آن زمان به بعد، جامعه کریپتوکارنسی به دو دسته تقسیم شد؛‌ یکی آنهایی را که «لاریمر» را همان ساتوشی ناکاموتو می‌دانستند و دیگرانی که DPoS را یک گناه نابخشودنی در برابر طبیعت بلاک‌چین می‌دانستند.
طبیعت بلاک‌چین

کریپتوکارنسی‌ها باید بر بلاک‌چین‌هایی تکیه کنند

کریپتوکارنسی‌ها باید بر بلاک‌چین‌هایی تکیه کنند که بتوانند این موضوع را ضمانت کنند که تراکنش‌ها منحصر به فرد و غیرقابل بازگشت باشند. در هر حال، برای رسیدن به این سطح پیشنهادی از امنیت، ما ناگزیر هستیم که از بین دو گزینه، یکی را انتخاب کنیم؛ بین یک راه‌حل زمان‌بر از طریق یک اتفاق آرای گسترده و توزیع شده و یا یک ساختار بسیار کارآمدتر که با کاهش ویژگی غیرمتمرکز بودن سیستم، به راندمان بالاتری رسیده است.

مسئله موسوم به «سه‌گانه ناممکن مقیاس‌پذیری» اولین بار توسط «بوترین» و «ترنت مک‌کوناهی» برای توصیف دشواری رسیدن همزمان به مقیاس‌پذیری، غیرمتمرکزسازی و امنیت مطرح شد.

از آنجایی که امنیت یکی از موارد اساسی برای هر بلاک‌چینی است و مقیاس‌پذیری نیز هدفی است که میزان موفقیت یک ارز دیجیتال را مشخص می‌کند، غیرمتمرکزسازی فاکتوری است که احتمالاً با این دو چندان همخوانی ندارد.

در DPoS، محدود کردن فرآیند تأیید به گروهی منتخب از نقاط، موجب می‌شود که عملکرد بهتری ایجاد شود و از امنیت بیشتر سیستم اطمینان حاصل گردد؛ چراکه در این حالت، نقاط کلاهبردار به‌صورت اتوماتیک از فرآیند تأیید کنار گذاشته می‌شوند. به‌علاوه از ایجاد موقعیت‌های غیرقابل‌رقابت در سیستم جلوگیری می‌گردد. کارآیی و انطباق بین این مدل ایده‌آل و کاربرد عملی آن، می‌تواند در شرایط مختلف، متفاوت باشد و این موضوعی است که هر شخصی که در یک کشور با نظام پارلمانی زندگی می‌کند، به‌خوبی می‌داند.
همانند دنیای سیاست، انتقاد‌ها و تهمت‌ها در DPoS نیز رایج هستند

همانند دنیای سیاست، انتقاد‌ها و تهمت‌ها در DPoS نیز رایج هستند. از زمان معرفی این سیستم در ژوئن ۲۰۱۸، بزرگترین ارز DPoS/PoS موجود در بازار، یعنی EOS با انتقادهای زیادی در مورد مدل اداره کردن خود مواجه شده است.

به نظر می‌رسد که موضوع غیرمتمرکزسازی اولویت اول بسیاری از طرفداران DPoS نیست. به‌عنوان مثال، در ماه می گذشته میلادی، دا هانگ‌فی (Da Hongfei)، مؤسس Neo در گفتگویی اعلام کرد که سطح بالای تمرکز در بلاک‌چین این ارز دیجیتال، به عنوان بخشی از استراتژی‌ای است که برای رقابت با بیت‌کوین و اتریوم انتخاب شده است تا به این وسیله، سطح عملکرد بالاتری ایجاد شود. با وجود برخی اظهارنظرهای اولیه در تابستان ۲۰۱۸ در مورد غیرمتمرکزسازی، بنیاد Neo هنوز هم کنترل نیمی از عرضه کوین‌های NEO و همین‌طور بخش عمده نقاطی که شبکه را راه‌اندازی می‌کنند، بر عهده دارد.

 این کارآفرین چینی در این رابطه‌ می‌گوید:

این موضوع عمدی است، ما می‌خواهیم راندمان بالاتری داشته باشیم. اکنون فهم این نکته ساده است که چرا «بوترین» خودش انتقادات زیادی را نسبت به EOS، Neo و دیگر پروژه‌های مبتنی بر DPoS در طول سخنرانی‌اش در کنفرانس ارتباطی بلاک‌چین در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۹ در سان‌فرانسیسکو مطرح کرده است. مؤسس اتریوم در همین سخنرانی، حمایت خودش را از گزینه‌‌های که آنها را «راه‌های خوب و منطقی برای افزایش سرعت بلاک‌چین، بدون لطمه به غیرمتمرکزسازی» اعلام کرده است.

یکی از راه‌حل‌های احتمالی مسئله «مقیاس‌پذیری» ایجاد یک شبکه به‌عنوان «لایه ثانویه» است که به تراکنش‌ها اجازه دهد که خارج از زنجیره اتفاق بیفتند و درنهایت در زنجیره ثبت شوند. تنها این شبکه ثانویه است که نیاز به برخی جنبه‌های متمرکز و بازیگران قابل‌‌اعتماد دارد تا به این وسیله، علی‌رغم اضافه‌شدن تعداد و سرعت تراکنش‌ها، امنیت و غیرمتمرکز بودن شبکه اصلی حفظ شود.

دموکراسی یونانی

گواهی سهم انجام کار بسیار شبیه به فرم اولیه دموکراسی است که در آتن یونان، در قرن پنجم قبل از میلاد رواج داشته است. این فرم از حکومت نه بر اساس یک انتخابات آزاد، بلکه بر اساس آرای گزینش تصادفی شهروندان به‌عنوان نماینده «مردم» استوار است. در نتیجه، این نظام ضامن برابری بود (البته در شهر آتن، در آن زمان زنان، برده‌ها و اشخاص خارجی، حق شهروندی نداشتند).

بلاک‌چین «تیزوس» ویژگی متمایز خود را در قابلیت «خود اصلاحی» و «خود کنترلی» کدینگ اعلام کرده است. با این حال، دقیقاً مشخص نیست که انتخاب عنوان «آتن» به طبیعت دموکراسی تاریخی یونان اشاره داشته یا خیر. در ۲۸ فوریه، تیم توسعه دهنده مستقر در پاریس، «نومادیک لبز» اعلام کرد که می‌خواهد از پروتکل اولیه آلفا به «آتن» مهاجرت کند. توجه بیشتر به این فرآیند تا محتوای آن نشان می‌دهد که این یک نقطه عطف قابل‌توجه است. آتن A به‌منظور کاهش توکن‌های تیزوس به یک «رول» و افزایش محدودیت «گاز» برای هر بلوک ارائه شده و این در حالی است که طرح پیشنهادی آتن B تنها به محدودیت «گاز» اشاره داشته است.

آتن به ازای هر قطعه کد جدید که برای ارتقای پروتکل تیزوس به تصویب می‌رسید، پاداشی برای توسعه‌دهندگان اختصاص می‌داد. این پاداش به نوعی سمبلیک بود و به اندازه 100 XTZ، کمتر از ۱۵۰ دلار می‌شد. در طول فاز اولیه این فرآیند که طرح‌های پیشنهادی برای قرار گرفتن در رأی‌گیری، انتخاب می‌شدند، تعداد ۱۷۰ «بیکر» که تقریباً نیمی از XTZ را در اختیار داشتند، تصمیم گرفتند که آتن A را به «دور اکتشافی» وارد کنند. سپس تعداد بیشتری از مشارکت‌کنندگان (۱۹۴ بیکر، ۸۷ درصد) نظر خود را نسبت به بکارگیری، تصویب و تست آتن A در یک بازه زمانی موسوم به «چنگال ۴۸ ساعته» در یک شبکه موازی موقتی ارائه دادند. آخرین دور رأی‌گیری پس از دوره تست اتفاق افتاد و ۲۱۶ بیکر اجازه دادند که این ارتقا به صورت اتوماتیک برای تمام نقاط شبکه انجام شود و آتن A رسماً در ۳۰ می ۲۰۱۹ برای همه فعال گردید.
دموکراسی یونانی

نرخ بالای مشارکت در رأی‌گیری در بین جامعه تیزوس نیز قابل‌توجه است؛ آن هم با توجه به شکست یکی از تجربه‌های اخیر در شراکت مستقیم مالکان توکن‌ها. جاکوب ارلاک (Jacob Arluck)، از گروه توکوئویل در مطلبی در وب‌سایت Medium، اهمیت آتن A را توضیح داده و تأکید کرده که رأی‌گیری تنها بخشی از فرآیند گسترده‌تر برای فعال‌کردن جامعه تیزوس بوده است:

این واقعاً هیجان‌انگیز است. این اولین قدم به طرف ایده خود ارتقایی، غیرمتمرکزسازی و زیرساخت اقتصادی کاملاً اینترنتی است.

تقریباً غیرممکن است که یک سیستم رأی‌گیری کامل و بدون‌نقص طراحی کنیم که تنها با استفاده از یک سری قوانین، بتواند مردم را مجبور کند که مسئولیت آزادی‌های خودشان را برعهده بگیرند، شستشوی مغزی رسانه‌ای را محدود کند و از فساد و رشوه‌خواری جلوگیری نماید.
غیرمتمرکزسازی و امنیت

 بنابراین، به نظر می‌رسد که احتمالاً تکنولوژی به‌تنهایی نمی‌تواند تحت هر سناریویی، یک غیرمتمرکزسازی واقعی را برای کریپتوکارنسی‌ها به همراه داشته باشد. اینکه کدامیک از راه‌حل‌ها برای مسئله مدیریت و کنترل بلاک‌چین در آینده جواب‌گو باشد، چیزی است که نمی‌توان با قاطعیت در موردش صحبت کرد. با این وجود، قابل درک است که اساس رفتارهای‌ انسانی در کنار ریاضیات، بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد.